اسباب بازی و بازی فکری در فروشگاه اینترنتی 6خونه
اسباب بازی و بازی فکری در فروشگاه اینترنتی 6خونه

داستان دشمن دوست نمای کفشدوزک

داستان دشمن دوست نمای کفش دوزک

یکی از بهترین روش های آموزش به کودکان از طریق شنیدن داستان می باشد .که امروزه بسیاری از روانشناسان برای حل اختلالات کودکان از قصه درمانی استفاده می کنند  .

هدف‌ آموزشی این داستان  :

  • آموزش رعایت جوانب احتیاط در هرکاری
  • آموزش به بچه ها که همیشه هرکسی باشما خوشرویی کرد وهرکسی ازشما تعریف کرد لزوما دوستتان نیست.
  • دشمنان ما دوست ما نمیشوند.
  • کمک کردن و خدمت کردن خوب است اما باید قبل از آن در مورد همه جوانب آن موضوع تفکر کرد.

 

متن داستان:

 

یه روز یه وزغ چاق و چله روی تخته سنگی توی دریاچه نشسته بود. وزغ همه جا رو با چشمای قلمبش نگاه می کرد و منتظر بود تا یه حشره از راه برسه و اونو با زبون درازش بکشه توی دهانش.

 همینجور به این طرف و آن طرف نگاه می کرد اما هیچ حشره ای کنار دریاچه نیومد. پس دستاشو گذاشت زیر سرش و پاشو انداخت روی پاش و به درختان خیره شد.

 در همین لحظه،یهو یه کفشدوزک قرمز خالخالی از راه رسید، وزغ فوراً نشست روی برگی که زیر پاش بود و به کفشدوزک سلام کرد.کفشدوزکمهمینجور که داشت پرواز می کرد صورتشو به طرف وزغ برگردوند و به وزغ سلام کرد. وزغ پیش خودش فکر کرد که کفشدوزک رو برای غذای ظهرش بخوره، تصمیم گرفت تا هر طوری شده کفشدوزک رو فریب بده و بخورتش.

وزغ با صدای بلند گفت:”خانم کفشدوزک به کمک شما نیاز دارم، خانم کفشدوزک لحظهای از پرواز کردن دست کشید و روی یک شاخه کوچولو نشست. بعد یواش یواش از شاخه بالا رفت و رسید به گل سفیدی که که روی شاخه قرار داشت. کفشدوزک به وزغ گفت:”آقای وزغ چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟”

 وزغ با دستش پشت سرشو خاروند وگفت:” مدتیه که مقداری غذا بین دو تا از دندون های من گیر کرده، هیچ جوری نمیتونم غذا رو بیرون بیارم. از هر کسی هم که کمک میگیرم نمیتونه بهم کمک کنه، گفتم شاید چون شما بسیار کوچیک و ریزه میزه هستی بتونی به من کمک کنی!”

کفشدوزک اول کمی با خودش فکر کرد، سپس به آقای وزغ گفت:”اگر دندان شما درد میکنه، من میتونم بهتون کمک کنم.” خار بزرگی را از یک کاکتوسی که در زیر درختی روییده بود چید و به طرف وزغ رفت و گفت:”شاید برای بیرون آوردن غذا این چوب لازم بشه.” کفشدوزک پرید و رفت روی صورت وزغ نشست. همینجور که خار بزرگ دستش بود به لبهای وزغ نزدیک شد! وزغ هم دهانش رو باز کرده بود. کفشدوزک اون خار را بین دندونهاش کرد.

ناگهان در همین موقع وزغ زبونش رو بلند کرد تا کفشدوزک رو بگیره کفشدوزک هم فوری قسمت پایین خار رو محکم چسبوند به زبونش و سر دیگه خارو که به دندان های او نزدیک بود به سقف دهن وز غ متصل کرد و فورا پرواز کرد.

خار بین زبان و سقف دهن وزغ گیر کرده بود. وزغ از درد فریاد می زد! کفشدوزک همینجور که پرواز می کرد در مقابل وزغ ایستاد و بهش گفت:”مادرم به من یاد داده که هیچ وقت دشمنان شما به دوست شما تبدیل نمی شوند، اگرچه ما باید به هم کمک کنیم اما جوانب احتیاط را همیشه باید از طرف دشمنانمان در نظر بگیریم.”

 

نویسنده : خانم ساناز آذرفرسا

هنرمند گوینده : خانم ساناز آذرفرسا

ویرایشگر :لیلاشفیعی

ویرایشگر: زهرا فاطمی

تمامی مطالب مربوط به سایت 6خونه می باشد و حق کپی رایت آن محفوظ است . در صورت تمایل به انتشار مطالب بادرج لینک امکان پذیر می باشد

اگه داستان رو دوست داشتین، روی دکمه سبز رنگ ضربه بزنید و اونو برای پدر و مادرای دیگه به اشتراک بزارید

1 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

ما منتظر نظرات و پیشنهادهای شما هستیم.ما رو خوشحال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

داستان های دیگه رو هم بشنوید و بخونید و با دیگران به اشتراک بزارین

دراور کودک فروزن

دراور پلاستیکی 4 کشو آذر طرح فروزن

اسباب بازی

اجاق گاز و ظرفشویی اسباب بازی طرح السا و آنا

بازی فکری و استراتژیک کریدور

اسباب بازی تفنگ ساچمه ای در ۶خونه

اسباب بازی تفنگ ساچمه ای

جعبه بزرگ طرح باب اسفنجی هوم کت

جعبه بزرگ طرح باب اسفنجی هوم کت

ست 4 عددی اسباب بازی لوازم خانگی در ۶خونه

ست ۴ عددی اسباب بازی لوازم خانگی

فهرست